از یه جایی به بعد . . . از اینکه دوسِت داشته باشن می ترسی جای دوست داشته شدن ها توی تن و فکر و قلبت می سوزه از یه جایی به بعد . . . حرفی واسه گفتن نداری ساکت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی و می ری تو لاک خودت از یه جایی به بعد . . . هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ میشه اما دیگه به هیچ آغوشی فکر نمی کنی از یه جایی به بعد . . . دیگه دوس نداری هیچکس رو به خلوت خودت راه بدی حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه فقط خدابه خلوت خودت راه میدی تامثل همیشه کمکت کنه
برچسب:
نویسنده: نیکا بهرامی
تاريخ: شنبه
10 دی
1401 ساعت: 13:39